سیاه پوشی در فرهنگ شیعه-بخش دوم

خش دوم: فتاواي فقهاي شيعه
در بخش قبلى علل سياه پوشى شيعيان در ايام عزادارى بررسى شد به نظر مى‌رسد اين مسأله را از ديدگاه فقهى نيز بايد مورد دقت قرار داد و نظر بزرگان را در اين باره جستجو كرد. براى اين منظور ديدگاه فقهاء را در دو مورد و در ضمن دو فصل بررسى مى‌كنيم:

 فصل اول: فتاواي فقهاء شيعه بر استحباب سياه پوشي در عزاداري
 فقهاء شيعه (‌اعلى الله مقامهم) با استناد به روايات، پوشيدن لباس سياه را در ايام عزادارى سيدالشهداء‌ عليه السلام جايز و مستحب مى‌دانند. اين مطلب را گاه در فتوا و گاهى در وصيت نامه هايشان بيان كرده و اغلب در عمل نيز از خود نشان داده‌اند.

قبل از ارائه ديدگاه فقهاء بايد ياد آور شد كه نظر آنان براستحباب، پس از بررسى و دقت روايات ناهى از پوشش سياه و حمل آنها بركراهت است به همين جهت در نقل اقوال فقهاء،‌ تعبيراتى همانند (من هذه الاخبار) آمده است كه اشاره به روايات بخش سوم دارد.

 با حفظ اين نكته اكنون به كلام و تصريحات اين برزگان اشاره مى‌كنيم:

1. مرحوم صاحب حدائق(ه)
 اين فقيه نام آور، پس از آن كه نظر خود را در مورد كراهت اين رنگ در نماز ابراز مى‌كند مى‌گويد:

ثم أقول: لايبعد استثناء لبس السواد في مأتم الحسين (عليه السلام) من هذه الأخبار لما استفاضت به الأخبار من الأمر باظهار شعائر الأحزان.

بعيد نيست پوشيدن لباس سياه در عزادارى امام حسين عليه السلام را به خاطر روايات مستفيضه در مورد امر به اظهار شعاير حزن، از اين اخبار استثناء كنيم و قائل به عدم كراهت شويم.

البحراني،‌ الشيخ يوسف بن أحمد ابن إبراهيم، متوفاى( 118 هـ)، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة،‌ج7 ص116،‌ تحقيق: محمد تقي الإيرواني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلا مى‌لجماعة المدرسين ، قم.

در پايان، كلامش را به روايات مستند مى‌سازد.

مطالب مرتبط :

سیاه پوشی در فرهنگ شیعه-بخش اول

ادامه نوشته

سیاه پوشی در فرهنگ شیعه-بخش اول

سياه پوشي در فرهنگ شيعه
طرح شبهه
1. نافرماني شيعيان در سياه پوشي از دستور ائمه (ع)
2. حرمت پوشيدن لباس سياه
3. تعارض روايات با عمل ائمه (عليهم السلام)
نقد و بررسي
بخش اول : علل سياه پوشي شيعيان در عزاداري
پاسخ اجمالي
1. سياه پوشي همدردي با اهل بيت است
2. سياه پوشي برگرفته از سيره ائمه اطهار است
3. در روايات نهي ، معلل است ؛ و هر جا علت نبود ، نهي در كار نيست!
پاسخ تفصيلي
پاسخ اول: اظهار محبت و اعلام همدردي با اهل بيت (ع)
پاسخ دوم: اقتداء به سيره اهل بيت (ع) در عزاداري‌ها
الف )‌ سياه پوشي در عزاي اصحاب و رسول خدا (ص)
1. سياه پوشي زنان در شهادت حضرت حمزه
2. دستور پيامبر (ص)‌ به سياه پوشي زنان در شهادت جعفر طيار
3. سياه پوشي حضرت زهرا (س) در سوگ رسول خدا (ص)
ب:‌ سياه پوشي در عزاي اهل بيت (ع)
1. سياه پوشي امام حسن (ع) در شهادت امير مؤمنان علي(ع)
2. سياه پوشي در شهادت امام حسن مجتبي(ع)
3. سياه پوشي در شهادت امام حسين(ع)
4 . سياه پوشي ام سلمه در مصيبت امام حسين (ع)
پاسخ سوم : تناسب پوشش سياه با عزاداري
بخش دوم: فتاواي فقهاي شيعه
فصل اول: فتاواي فقهاء شيعه بر استحباب سياه پوشي در عزاداري
1. مرحوم صاحب حدائق(ه)
2. علامه سيد محمد جعفر طباطبائى حائرى (ره)
3. علامه شيخ محمد حسين كاظمينى (ره) معروف به محقق كاظمى
4. ميرزا حسين نوري صاحب مستدرك الوسائل (ره)    
5. آيت الله العظمي سيستاني(مد ظله)
6. آيت الله العظمى‌ميرزا جواد تبريزي (ره)
7. وصيت نامه آيت الله العظمي مرعشي نجفي(ره)   
نتيجه:   
فصل دوم: فتاواي فقهاء در كراهت سياه پوشي در نماز
دسته بندي روايات
دسته اول: روايات دال بر كراهت پوشش سياه در نماز
دسته دوم : روايات دال بر كراهت پوشش سياه مطلقا
نتيجه گيري فقها از روايت : كراهت لباس سياه در نماز
1. شيخ طوسي
2. محقق حلي
3. شهيد اول
4. سيد علي طباطبائي
5. آقا رضا همداني
6. صاحب جواهر
8. . ميرزا جواد تبريزي 
نتيجه
بخش سوم: ادله استحباب سياه‌پوشي ، نقد تعارض و بيان موارد استثنا
فصل اول: مستند فقهاء در فتوا بر استحباب سياه پوشي در عزاداري
بررسي سند روايت
1.       الحسن بن ظريف
2.       ظريف بن ناصح
3.       حسين بن زيد
4.       عمربن علي بن الحسن
فصل دوم : نقد تعارض در روايات
الف: روايات نفي سياه پوشي
ب: ‌روايات اثبات سياه پوشي   
تعارض دو دسته از روايات
پاسخ تعارض
پاسخ اول: عدم وجود شرايط تعارض در ميان روايات
پاسخ دوم: تقيه در پوشش سياه
لباس سياه، نماد عباسيان
فصل سوم : موارد استثنا از لباس سياه (غير از عزاداري)
عمامه سياه رسول خدا(ص)   
عمامه سياه اميرمومنان علي (ع)
عمامه سياه امام حسن مجتبى (ع)   
عمامه سياه امام سجاد
استثناي كفش و عباي سياه
نتيجه كلي

مطالب مرتبط :

سیاه پوشی در فرهنگ شیعه-بخش دوم

ادامه نوشته

رهبر انقلاب در جلسه دیروز درس خارج فقه:مقصود از «امر ما» در حدیث «رحم الله عبدا احیا امرنا»امر امامت

رهبر معظم انقلاب در ابتدای جلسه درس خارج فقه روز یک‌شنبه؛ 30 آبان به بیان حدیثی از امام جعفر صادق(ع) پرداختند که متضمن توصیه‌های گهرباری برای عموم شیعیان و مسئولان است.

متن حدیث به همراه بخشی از توضیحات معظم‌له بدین شرح است:

"عن خیثمه،قال: دخلت على ابن عبد الله علیه السلام لا ودعه"

خثیمه از اصحاب مورد وثوق هستند که احتمالا اهل کوفه یا بصره بوده که از مناطق دور به شمار می‌آمدند و برای خداحافظی و وداع آمده بود.

"فقال:ابلغ موالینا السلام"

سلام ما را به همه دوستان برسان

"و اوصهم بتقوى الله العظیم"

اولین توصیه حضرت رعایت تقوا است

"و اوصهم ان یعود غنیهم على فقیرهم"

یعنی داراهایشان بر نادارها و تنگدستان توجه کنند

"و قویهم على ضعیفهم"

بعضی که توانایی اجتماعی یا سیاسی دارند یا از آبرویی برخوردارند به آنها که محرومند از این امتیازات یاری رسانند

"و ان یشهد حیهم جنازه میتهم"

تشییع جناره تکریم برادر مومن است که با مردنش ارتباطشان قطع نمی‌شود، برادری را باید بعد از مردن هم ادامه دهند. این غیر از طلب مغفرت است، این احترام و تکریم است یعنی غیر از طلب آمرزش باید برادر مومن را تکریم هم کرد.

"وان یتلاقوا فى بیوتهم"

با یکدیگر در خانه‌های هم رفت و آمد کنند

"فان فى لقاء بعضهم بعضا حیوه لامرنا"

این جمله نشان می‌دهد که مساله فراتر از مسائل اخلاقی صرف است، سیاسی هم هست، یعنی شما اقلیت شیعه در میان جامعه بزرگ آن روز که عامه نامیده می‌شدند، در چنین جامعه‌ای خودتان ارتباطاتتان را نگاه کنید، هویت و موجودیتتان را حفظ کنید. فقط رفت و آمد و ارتباطات اخلاقی نیست. این نکته‌ای است که بنده عرض کرده‌ام در زندگی سیاسی ائمه باید دقت شود اگر این جریان پرماجرای شیعه را با این بیانات حفظ نکرده بودند از معارف ائمه چیزی نمانده بود، بلکه از اسلام چیزی نمی‌ماند چون اسلام چیزی جز همین معارف نیست.

"ثم قال:رحم الله عبدا احیا امرنا"

خدا رحمت کند کسی که امر ما را زنده کند. اشتباه است کسی فکر کند مقصود از "امر ما" احکام حلال و حرام است و اینکه مثلا ابوحنیفه نظرش درباره وضو چه است و ما چه می‌گوییم. مساله امر امامت است.

"یا خیثمه،انا لا نغنى عنهم من الله شیئا الا بالعمل"

یعنی پررو نشوید! خیال نکنید چون با ما مرتبطتید و همراهید ما ضامن خیر و شر شما هستیم نه بلکه عمل شما ضامن شماست و ما آنان را از خدای هیچ‌گونه بی‌نیاز نمی‌سازیم مگر آن‌که کار نیک کنند.

"و ان ولایتنا لا تدرک الا بالعمل"

یعنی مقام ولایت و ارتباط و اتصال و رسیدن به تکامل در این مسیر جز با ورع حاصل نمی‌شود.

"و ان اشد الناس حسره یوم القیمه رجل وصف عدلا ثم خالفه غیره."

یعنی یک کار نیک یک عدلی یا حقی را توصیف کند اما در عمل طور دیگری رفتار کند(این شخص در روز قیامت حسرتمندترین مردم است) این مبتلابه ماها است، چه مسئولان چه معممین؛ ما حقی یا عدلی را بیان می‌کنیم بعد خدای نکرده "خالفه غیره."

مطالب مرتبط :

مقام معظم رهبري :«شما بايد به طور صريح و آشكار نقش وهابيت را در ضربه زدن به اسلام روشن كنيد»