تبليغاتX
چرا شیعه هستم؟
 
No Image
حكم ارتداد شاهين نجفي ملعون توسط آيت الله صافي گلپايگاني صادر شد. پيوند ثابت


نوشته: عطر هدایت در: یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 |

 
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها پيوند ثابت


باتوجه به مراسم باشكوه عزاداري حضرت فاطمه زهرا (س) در سال جاري، عده‌اي از تفرقه افكنان وهابي ، شب‌ نامه‌اي را در برخي از استان هاي مرزي كشور توزيع كردند كه در آن، شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مطرح شده بود و در پايان نوشته شده بود: (تقليد كوركورانه را بگذاريد و به تبليغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنيد خودتان به ميدان تحقيق در آييد وحق را ازباطل تشخيص دهيد). با توجه به تماس‌هاي متعدد،  تصميم گرفته شد براي روشن اذهان مسلمانان پاسخ مختصري  در اختيار عموم قرار گيرد.  


1. چرا حضرت علي (ع) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟


اولا:  امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي

مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :

عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد .

فاطمه ،  صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت

و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد.

تفسير آلوسي :3/124 .

نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش

علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم  شيعه  وجود داشته است .

ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر

اسلام (ص)  در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار

ياسر واكنش نشان نداد.


ثالثاً:  وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و

حتي دست او را با شمشير قطع كردند ،  عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .



2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (ص) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را

داشتند  انتقام نگرفت.  با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثنى

عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد»  دوازده نفر آنان

محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار

كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر

اصحاب خود را  به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً

يقتل أصحابه» .

تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ،

علي (ع)  نيز از سنت پيامبر اسلام (ص) پيروي كرد .



3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه  در صحيح‌ بخاري آمده كه  حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .
 
4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟

اولاً : آن چه كه  به حضرت علي  (ع) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانيا ً: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند
و ميگويد:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم.
ثالثاً :  بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند .
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا  (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

ثانياً:  علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:

فاطمه (س) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود. كتاب سليم بن قيس ، ص674 .

ثالثاً:  ابن عباس مي‌گويد:علي (ع) در جنگ صفين از  كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه  چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .

6. چرا حضرت علي (ع) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانياً :  نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان  علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دليل  خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را  علي  وحسن و حسين (ع)  نامگذاري نكردند.

7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتي علي (ع)  از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به  عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346 .

ثانياً: هيثمي  از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (ع) خطاب به عباس  فرمود:
درة عمر أحرجته الي ماتري
خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟
به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.

ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه  امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

 9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم  (ص) فقط در حق علي فرموده :
علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است .
 تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا  معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم‌هاي پيش 1372 .

اولاً :  جويني از علماي اهل سنت  و استاد مورد تأييد ذهبي  از رسول اكرم (ص)  قضيه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانياً :  حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .
به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه،  شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم  اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

سادساً:  امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.
صحيفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد :
عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .


سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

گروه پاسخ به شبهات مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

نوشته: عطر هدایت در: جمعه هشتم اردیبهشت 1391 |

 
اسناد شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها پيوند ثابت
اسناد شكستن درب، آتش زدن درب، كتك زدن حضرت فاطمه زهراء (س)، سقط جنين اودر کتب اهل سنت

1-ابن تيميه نظریه پرداز بزرگ وهابیت، كه تمام تلاشش اين است كه آثار أهل بيت (عليهم السلام) را از بين ببرد، قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را نتوانسته انكار كند، خود ايشان صراحت دارد كه هجوم به خانه وحي قطعي است؛ رفتن به درب منزل حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) بدون اجازه قطعي است.

ولي مي‌گويد مي‌دانيد قضيه چيست؟ و چرا عمر درب خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را گشود؟ مي‌خواست بگويد كه علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) از بيت المال چيزي را مخفي كرده‌اند يا نه؛ و عمر مي‌خواست آنها را ميان مسلمانان توزيع كند!!!!!

ابن تيميه مي‌گويد:

إنه كبس البيت لينظر هل فيه شئ من مال الله الذي يقسمه و أن يعطيه لمستحقه، ثم رأى أنه لو تركه لهم لجاز، فإنه يجوز أن يعطيهم من مال الفئ.

خليفه دوم رفت درب خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را گشود و رفت داخل تا ببيند كه چيزي از بيت المال را غصب كرده‌اند تا آنها را بردارد و ميان مردم توزيع كند.

منهاج السنة، ج4، ص245

ايشان قضيه هجوم به خانه وحي را نتوانسته انكار كند، چون مي‌داند كه خيلي روشن است، ولي دنبال توجيه است.

2- بلاذري در انساب الاشراف، ج1، ص586، قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و آتش آوردن براي آتش زدن آنجا را، به عنوان قضيه قطعيه تلقي مي‌كند. روايتش هم صحيح است.

3- در كتاب ملل و نحل شهرستاني، ج1، 57 مي‌گويد:

إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى القت الجنين من بطنها و كان يصيح احرقوا دارها بمن فيها و ما كان في الدار غير على و فاطمة و الحسن و الحسين.

عمر آنچنان در روز بيعت، به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) لگد زد كه جنين داخل شكم ايشان سقط شد. عمر فرياد مي‌زد كه آتش بزنيد خانه را با همه ساكنانش. غير از علي (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) كس ديگري در خانه نبود.

4- مقاتل بن عطيه مي‌گويد:

جمع عمر الحطب علي دار فاطمة و احرق باب الدار و لما جاءت فاطمة خلف الباب لترد عمر و أصحابه، عصر عمر فاطمة خلف الباب حتى أسقطت جنينها، و نبت مسمار الباب في صدرها، و سقطت مريضة حتى ماتت.

عمر آتش جمع كرد در پشت درب حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و خانه را آتش زد ... .

الامامة و الخلافة مقاتل بن عطيه، ص160، با مقدمه دكتر حامد داود - ابن ابي شيبه در مصنف خود، ج8، ص572- آقاي صفدي در الوافي للوفيات، ج5، ص347 - ابن قتيبه دينوري در الامامة و السياسة، ج1، ص30 با تحقيق آقاي شيري

البته آقايان مي‌گويند كه كتاب الامامة و السياسة براي ابن قتيبه نيست؛ اين حرف بي اساس است و براي اينكه بخواهند حقائقي را كه ايشان نقل كرده، زير سؤال ببرند، آمدند اصل انتساب كتاب به ايشان را زير سؤال بردند. حال آنكه شخصيت‌هاي برجسته أهل سنت مي‌گويند كه اين كتاب براي خود ابن قتيبه دينوري است. ابن حجر هيثمي در تطهيرالجنان، ص72؛ ابوبكر بن عربي ناصبي در العواصم من القواسم، ص248؛ فريد وجدي در كتاب دائرة المعارف قرن 20، ج2، ص754 و سايرين مي‌گويند اين كتاب براي ايشان است.

5- از علماي معاصر أهل سنت، آقاي محمد حافظ ابراهيم، شاعر مشهور نيل، از بزرگان مصر است كه قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در قصيده‌اي از فضائل و مناقب عمر آورده است:

و   قولة   لعلي   قالها   عمر       أكرم   بسامعها    أعظم    بملقيها

حرقت دارك لا أبقي عليك بها       إن لم تبايع  و بنت المصطفى فيها

ما كان غير أبي حفص بقائلها       أمام   فارس   عدنان   و  حاميها

چه سخن بزرگ و ارزشمندي زد عمر كه خانه‌ات را آتش مي‌زنم، با اينكه دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در خانه است، اگر بيعت نكني. مگر كسي شجاعت كسي اينگونه داشت غير از عمر كه به علي اينچنين بگويد. علي‌اي كه خودش يكه تاز ميدان شجاعت و فاتح تمام ميدان‌ها است. به علي چنين حرفي زدن، شجاعت عمر مي‌خواهد.

ديوان حافظ ابراهيم، ج1، ص82

6- عبدالفتاح عبدالمقصود كه از شخصيت‌هاي برجسته مصر است، قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را در كتاب الامام علي بن ابيطالب، ج1، ص190 تا 192 مفصل آورده است.

7- امام الحرمين جويني - استاد ذهبي است و ذهبي از او اين‌گونه تعبير مي‌كند:

امام المحدث الأوحد الأكمل.

پيشوا و محدث يگانه و كمال يافته.

او از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نقل مي‌كند:

در حاليكه از دنيا مي‌رفت، به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) نگاه كرد و اشك از چشمان پيامبر سرازير شد و فرمود:

و إني لما رأيتها ذكرت ما يصنع بها بعدي، كأني بها و قد دخل الذل بيتها و انتهكت حرمتها و غصبت حقها و منعت إرثها و كسر جنبها و أسقطت جنينها و هي تنادي: يا محمداه! فلا تجاب و تستغيث فلا تغاث، فتكون أول من يلحقني من أهل بيتي، فتقدم علي محزونة مكروبة مغمومة مغصوبة مقتولة. فأقول عند ذلك: أللهم العن من ظلمها و عاقب من غصبها و أذل من أذلها و خلد في نارك من ضرب جنبها حتى ألقت ولدها، فتقول الملائكة عند ذلك: آمين.

وقتي چشمم به زهراء افتاد، به يادم افتاد مصائبي كه بعد از من بر سر زهراء خواهد آمد. گويا مي‌بينم كه ذلت وارد خانه او شده، ‌احترام او را هتك كردند، حق او را غصب كردند، ارث او را جلوگيري كردند، پهلوي دخترم را شكسته‌اند، جنين او را سقط كرده‌اند، دخترم را مي‌بينيم كه فرياد يا محمدا مي‌زند، ولي كسي او را جواب نمي‌دهد، هر چه ناله مي‌كند و فريادرسي مي‌خواهد، كسي به فريادش نمي‌رسد. دخترم زهراء، اول كسي است كه از اهل بيت من پيش من خواهد آمد. زهراء پيش من خواهد آمد، در حاليكه محزون و غمناك و حقش غصب شده و او را به شهادت رسانده‌اند.

فرائد السمطين لإمام الحرمين الجويني، ج2، ص35-34

نوشته: عطر هدایت در: شنبه نوزدهم فروردین 1391 |

 
يا فاطمة الزهرا پيوند ثابت
گفت : در می زنند مهمان است

گفت: آیا صدای سلمان است؟

این صدا، نه صدای طوفان است

 مزن این خانهء مسلمان است

مادرم رفت پشت در، اما

 

گفت:آرام ما خدا داریم

ما کجا کار با شما داریم

 و اگر روضه ای به پا داریم

پدرم رفته ما عزاداریم

پشت در سوخت بال و پر، اما

 

آسمان را به ریسمان بردند

آسمان را کشان کشان بردند

پیش چشمان دیگران بردند

مادرم داد زد بمان! بردند

بازوی مادرم سپر،اما

 

بین آن کوچه چند بار افتاد

اشک از چشم روزگار افتاد

پدرم در دلش شرار افتاد

تا نگاهش به ذوالفقار افتاد

گفت: یک روز یک نفر اما...


نوشته: عطر هدایت در: شنبه نوزدهم فروردین 1391 |

 
سب ابوبکر در محضر پيامبر و سکوت آنحضرت پيوند ثابت
ان رجلا شتم أبا بکر و النبی صلى الله علیه و سلم جالس فجعل النبی صلى الله علیه و سلم یعجب و یتبسم.ابو بکر در محضر پیامبر اکرم (ص) نشسته بود و مردی در محضر رسول اکرم (ص) به ابوبکر ناسزا گفت. پیامبر اکرم (ص) تعجب می‌کرد و می‌خندید.(مسند احمد، ج2، ص436 – مجمع الزوائد للهیثمی، ج8، ص189 – تفسیر ابن کثیر، ج4، ص129 – الدر المنثور للسیوطی، ج6، ص11)


ان رجلا سب ابا بکر عند النبی و النبی لا یقول شیئا.کسی در محضر پیامبر اکرم (ص)، ابو بکر را ناسزا گفت و پیامبر اکرم (ص) چیزی نگفت.(بخاری در تاریخ کبیر، ج2، ص102)

فقد ثبت: أن رجلا سب أبا بکر رضی الله عنه بحضرته صلى الله علیه و سلم.ثابت است که کسی در محضر پیامبر اکرم (ص)، ابابکر را سبّ کرد.(سبل السلام، ج4، ص197)


نوشته: عطر هدایت در: شنبه بیستم اسفند 1390 |

 
جواز سجده بر مدفوع سگ!! پيوند ثابت
بزرگان اهل سنت که شیعه را از سجده بر روی مهر و تربت منع می نمایند, سجده بر مدفوع و فضله سگ را جایز می دانند !

کتاب قواعد الاحکام نقل میکند: ابوحنیفه و یکی از بزرگان چهارگانه اهل سنت سجده نمودن در نماز بر فضله سگ را جایز دانسته است. (1)

پي نوشت:

(1)قواعدالاحکام 1/118


نوشته: عطر هدایت در: شنبه بیستم اسفند 1390 |

 
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند(قسمت آخر) پيوند ثابت

بعد از سني شدن ، با لباس روحانيون شيعه ، عقايد اهل سنت را ترويج مي كرد !


نويسنده در كتاب خود ، با پرده برداري از واقعيت دروني خويش ، در مورد يكي از سخنراني‌هاي خود بعد از سني شدن اينچنين مي‌گويد كه :

پس از حضور در كردستان در چهار جاي مختلف با لباس روحاني شيعي به ايراد سخن پرداختيم.

در واقع اين سخنان ، نشانگر باطن نويسنده است كه حاضر است با تغيير چهره  و ظاهر ، به تبليغ عقيده خود بر ضد شيعيان بپردازد ، حال از كجا مشخص اين شخصي كه خود مي‌گويد با ظاهر شيعه تبليغ اهل سنت كرديم ، كتاب را نيز با همين حيله و نيرنگ ننوشته باشد ؟
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: عطر هدایت در: دوشنبه یکم اسفند 1390 |

 
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند(قسمت دوم) پيوند ثابت

در ادامه و براى اين كه ثابت كند چه طلبه ممتازى بوده، مدعى مى‌شود كه در يك مناظره كه از سوى حوزه علميه قم طراحى شده بود، شركت كرده و علماى سنى منطقه تركمن صحرا را شكست داده است:

الف) در وقت مشغول بودن به دروس دانشگاهيم بودم كه يكدفعه به حوزه‌ي علميه فيضيه قم احضار شدم. گويا برنامه ريزيهايي انجام شده بود تا جلسه مباحثه و مناظره پيرامون اصول و مباني اعتقادي مذهب شيعي و مذاهب چهارگانه اهل سنت در قم برگزار شود و مرا خواسته بودند تا در اين جلسه شركت داشته باشم. البته انتخاب در گزينش من و شركت در اين مناظره علمي به نحوي بود كه گويا در شمار طلبههاي موفق و ممتاز قرار گرفته بودم. به اتفاق چند طلبه ديگر جهت مباحثه و مناظره در مقابل تعدادي از روحانيون سني منطقه تركمنصحرا قرار گرفتيم.


ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: عطر هدایت در: دوشنبه یکم اسفند 1390 |

 
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند.(قسمت اول) پيوند ثابت

سالها است كه وهابى‌ها، روى يك شخصيت موهوم و ساختگى به نام "مرتضى رادمهر" مانور داده‌اند و تا امروز نيز فرياد مى‌زنند كه مرتضى رادمهر، طلبه ممتاز حوزه علميه قم بوده ، پس از تحقيقات گسترده، سنى شده و سپس در كشور بيگانه كشته شده است .

همچنين چند هفته‌اى است كه شبكه‌هاي وهابى تبليغ كتاب او را آغاز كرده است و هر روز كتاب او را معرفى و به مردم توصيه مى‌كند كه حتما اين كتاب را بخوانند و از او الگو بگيرند.

از اين رو، برآن شديم تا به صورت گذرا اين كتاب را مرور و شمه‌اى از مطالب اين كتاب را در معرض قضاوت خوانندگان عزيز قرار دهيم .

بدون شك، چنين شخصيتى هرگز وجود خارجى نداشته . حتى نويسنده اين كتاب نيز، حتى يكبار حوزه علميه قم را نديده و با نحوه تحصيل در آن آشنا نبوده است. براى اثبات اين مطلب به چند شاهد از كتاب او اشاره خواهيم كرد .
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: عطر هدایت در: پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 |

 
ایام غم و اندوه اهل بیت تسلیت باد پيوند ثابت

آری فقط پنجاه سال گذشته بود...

خدایا این مردم چه شده اند؟!

دنیا گرایی...(ملک ری  و طمع جایزه و ...)

جهل...(ما نمی دانستیم تو نوه رسول خدایی)

تعصب...(ما تو را از روی بغضی که نسبت به پدرت داریم می کشیم)

نتیجه خوردن مال حرام(امام حسین خطاب به لشکریان دشمن:شکم های شما از حرام پرشده است که حرف حق را نمی شنوید)

حرامزادگی(رسول خدا : یا علی لایبغضک الا منافق او ولد زنا،مادر عبیدالله بن زیاد که همان مرجانه است به زنا شهرت داشت،کسانی که بربدن مولا اسب تاختند همه حرامزاده بودند)

فقط پنجاه سال از بالارفتن دست یدالله تا بالارفتن سر ثارالله گذشت...

وای از آن روز که تاریخ تکرار شود...




نوشته: عطر هدایت در: دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
حكم ارتداد شاهين نجفي ملعون توسط آيت الله صافي گلپايگاني صادر شد.
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها
اسناد شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
يا فاطمة الزهرا
سب ابوبکر در محضر پيامبر و سکوت آنحضرت
جواز سجده بر مدفوع سگ!!
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند(قسمت آخر)
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند(قسمت دوم)
مرتضى رادمهر، حجت الإسلامي كه وهابي‌ها ساختند و خود او را كشتند.(قسمت اول)
ایام غم و اندوه اهل بیت تسلیت باد
آرشيو كامل
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    قال الرسول الاکرم (صلی الله عليه و آله وسلم)
    اربعة انا الشفيع لهم يوم القيمه... :
    1ـ معين اهل بيتى .
    2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا اليه .
    3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .
    4ـ والدافع عنهم بيده .
    (خصال شيخ صدوق ص196،عيون اخبار الرضا عليه السلام2/235،وسائل الشيعة(آل البيت)16/333،جامع احاديث الشيعة16/191،مسند الامام الرضا عليه السلام1/105و230،موسوعة احاديث اهل البيت عليهم السلام5/6)

    چهار دسته انـد كه مـن روز قيـام شفيع آنهاهستـم :
    1ـ يارى دهنده اهل بيتم ,
    2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بيتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى ,
    3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب وزبان ,
    4ـ و دفـاع كننـده از اهل بيتـم با دست و عمل

    مقام معظم رهبري :«شما بايد به طور صريح و آشكار نقش وهابيت را در ضربه زدن به اسلام روشن كنيد»

    ×××××هدف ما در این وبلاگ این است که در فضایی بدور از تعصب با دیگر مسلمانان به مناظره بپردازیم لذا از مراجعه کنندگان درخواست میکنم به هیچ عنوان توهین به مقدسات و بزرگان مذاهب نکنند و فقط با استدلال به بحث بپردازند.
    بياييم با استدلال و بدون تعصب ،مذهب خود را انتخاب کنیم.یاریگر اهل بیت باشیم تا مشمول دعای آنان شویم.رحم الله من احیا امرنا×××××

لينك دوستان

< Html />

    اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

    خدمات وبلاگ نویسان جوان

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللهِ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللهِ ، اَلسَّلاٰمُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِالْمُؤْمِنين ، وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسٰاءِ الْعٰالَمينَ ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَاللهِ وَابْنَ ثارِەِ ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ، اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلاٰمُ اللهِ اَبَداً مٰا بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ،يا اَباعَبْدِاللهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَعَلىٰ جَميعِ اَهْل ِالْاِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمٰوٰاتِ عَلىٰ جَميعِ اَهْلِ السَّمٰوٰاتِ، فَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ ، وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللهُ فيهٰا ، وَلَعَنَ اللهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ ، وَ لَعَنَ اللهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُم ، بَرِئْتُ اِلَى اللهِ وَاِلَيْكُمْ مِنْهُمْ ، وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِيٰائِهِمْ ، يا اَباعَبْدِاللهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ،وَ لَعَنَ اللهُ آلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ،وَ لَعَنَ اللهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَلَعَنَ اللهُ ابْنَ مَرْجٰانَةَ ، وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللهُ شِمْراً ، وَ لَعَنَ اللهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ ، بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى ، لَقَدْ عَظُمَ مُصٰابى بِكَ ، فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ ، وَاَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ، اَللّٰهُمَّ ٱجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ ، يا اَبا عَبْدِاللهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللهِ وَ اِلىٰ رَسُولِهِ ، وَاِلىٰ اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلىٰ فاطِمَةَ ، وَاِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ ، وَبِالْبَرائَةِ مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ ، وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَسٰاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ ،مِمَّنْ اَسَسَّ اَسٰاسَ ذٰلِكَ وَبَنىٰ عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَجَرىٰ فى ظُلْمِهِ وَجَوْرِہِ عَلَيْكُمْ وَعَلىٰ اَشْيٰاعِكُمْ ،بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَاَتَقَرَّبُ اِلَى اللهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوٰالاتِكُمْ وَمُوالاةِ وَلِيِّكُمْ ،وَبِالْبَرائَةِ مِنْ اَعْدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَر ائَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ ، اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ ، فَاَسْئَلُ اللهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِيٰائِكُمْ ،وَرَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ ، اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَ الْاٰخِرَةِ ، وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ، وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثاریکُم مَعَ اِمامٍ مَهْدیٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ ، وَ اَسْئَلُ اللهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَەُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ ،اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباً بِمُصيبَتِهِ،مُصيبَةً مٰا اَعْظَمَهٰا وَاَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الْاِسْلامِ وَفى جَميعِ السَّمٰوٰاتِ وَالْاَرْضِ،اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هٰذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَرَحْمَةٌ وَمَغْفِرَةٌ ،اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيٰاىَ مَحْيٰا مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَ مَمٰاتى مَمٰاتَ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ هٰذا يَوْمٌ تَبَرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَابْنُ آکِلَةِ الْاَکْبٰادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ ، عَلىٰ لِسٰانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَمَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ ، اَللّهُمَّ الْعَنْ اَبا سُفْيانَ وَمُعٰوِيَةَ ،وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ ، عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ، وَهٰذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زيٰادٍ وَآلُ مَرْوانَ ، بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللهِ عَلَيْهِ،اَللّٰهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَالْعَذابَ [الاَْليمَ] ، اَللّٰهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هٰذَالْيَوْمِ وَفى مَوْقِفى هٰذا وَ اَيّامِ حَيٰوتى بِالْبَراَّئَةِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ ، وَبِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَآلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ پس مى گوئى صد مرتبه : اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ ، اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ ، وَشٰايَعَتْ وَبٰايَعَتْ وَتٰابَعَتْ عَلىٰ قَتْلِهِ ، اَللّٰهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً پس مى گوئى صد مرتبه : اَلسَّلٰامُ عَلَيْكَ يٰا اَبٰا عَبْدِ اللهِ ، وَعَلَى الْاَرْوٰاحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنٰائِكَ ، عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهٰارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيٰارَتِكُمْ ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ ، وَعَلٰى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَوْلادِ الْحُسَيْنِ ، وَعَلىٰ اَصْحٰابِ الْحُسَيْن پس مى گوئى : اَللّٰهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ،ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَالرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَيْدَ اللهِ بْنَ زِيٰادٍ وَابْنَ مَرْجٰانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَشِمْراً وَآلَ اَبى سُفْيانَ وَآلَ زِيادٍ وَآلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ پس به سجده مى روى ومى گوئى : اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاكِرينَ لَكَ عَلٰى مُصابِهِمْ ، اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلٰى عَظيمِ رَزِيَّتى ، اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ ، وَثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَاَصْحابِ الْحُسَيْن ،ِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ. یارَبَّ الحُسَینِ ، بِحَقِّ الحُسَینِ ، اشفِ صَدرَالحُسَینِ ، بظُهورِالحُجَّة
    به خاطر داشته باشيد
    سایبری ها دیدار با رهبری می خواهند

توضيحات

No Image No Image